پاس خدایی را سزاست که به غیر از او دل نمیبندم

 

غیر او دلم را می شکند و پشتم را خالی می کند

سپاس خدایی  را سزاست که به او تکیه میکنم و او گرامی ام میدارد و دست نوازش بر سرم  میکشد

 

و به مردم تکیه نمیکنم که اگر کنم خوارم میکنند و تنهایم  میگذارند

سپاس خدایی را سزاست که با من بردباری  میکند انگار که من هیچ گناهی نکرده ام

به گونه ای در من مینگرد  انگار که هیچ خطایی از من سر نزده است

با من طوری رفتار میکند انگار که هیچ لغزشی نداشته ام.

خدای من! دست امیدم را بگیر

/ 0 نظر / 16 بازدید